ابیاتی برای محرم

روزگاری است که ما رعیت این خانه شدیم

سجده شکر بر آرید که ما دیوانه شدیم

******

بین فرزند و غلامت نگذاری فرقی

کرم تو همه را مد نظر میگیرد

******

امام کرب و بلایی و مثل مهتابی

خوشا به حال دل من که نعم الاربابی

******

تا تربت تو هست طبیب و دوا چرا

تا کربلاست حاجت قبله نما چرا

******

باید که مسیر عاشقی را فهمید 

با خشم مخالف ولایت خندید

ما پای ولی امر خود سر بدهیم 

تا کور شود هرآنکه نتواند دید

******

این افتخار ماست که با اذن فاطمه

 

داریم با حسین حسین پیر می شویم

******

به ما نگاه بینداز چشم سلطان هم

 

گهی به روی غلام سیاه می افتد

******

خوشم که نام حسینم ز لب نیفتاده

 

هنوز پشت و پناهی که داشتم دارم

******

برق غضبی که چشم رهبر دارد

گویا که بنای فتح خیبر دارد

دور و بر این دیار پرسه نزنید

این مملکت فاطمه، حیدر دارد

******

نیستم عاشق اگر منت درمان بکشم

بروی چشم اگر از تو بلایی برسد

******

باید نوشت روی ضریح جدید تو

 

یک سنگ قبر کهنه ندارد حسن، حسین

******

زمین به دور خودش چرخ می زند تا که

نشان دهد به سماوات کربلایت را

******

همه زیر پایند و بالا حسین است

همه قطره هستند و دریا حسین است

چه رسم خوشی... که زمان تولد

کلام نخستین ما یا حسین است

******

ساربان! تند مران، ورنه، چنان می گِریَم

که تو و ناقه و محمل، همه در گِل برود

******

شب بی گریه من نمیخواهم

بعدِ مُردن کفن نمیخواهم

******

دادم لباس نوکری ام را رفو کنند

باشد محرم دگری پاره اش کنم...

*******

ما را بهشت هم نبر اما قبول کن

لبخند تو برای گنه کارها بس است

******

هفت پشتم در هراس ِ روز محشر غُصه داشت

یا حسینی گفتم و خیرش به اجدادم رسید

******

با گریه بر شماست اگر زنده ام حسین

اشکِ مرا نگیر که بیچاره میشوم...

******

روح ِ پدرم شاد که میگفت به من:

خوش باد دَمی که دیده آید به سخن

عمری به زبانِ بی زبانی چون اشک

یک چشم حسین گفت و یک چشم حسن

******

مادرم گفت که این اشکِ تو از شیر من است

من تورا گریه کن ِ شاهِ مُحَرَم کردم

******

من دوزخی بودم نه جایم جنت توست

جای مرا آقایی تو جا به جا کرد

******

خواست از هر دو جهانَم شَوَد آسوده خیال

پدرم دستِ مرا داد به دستانِ حسین

******

مادرم داد به من درس محبت اما

من حسینی شدم از بس پدرم گفت حسین

******

گفتند:عطا نمی شود اما شد

بخشیده خطا نمی شود اما شد

گفتند به این حسین حسین گفتن ها

درد تو دوا نمی شود اما شد

******

وقتی کتیبه های تو را میزنم خوشم

جان خودت از این به بعد ناخوشم نکن

******

مجنون بَر ِلیلا بنشیند خوشش آید

از لعل لبش بوسه بچیند خوشش آید

در جمع مجانین ِحسین سر خوش و مستیم

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

******

هرکسی راه ندارد به عزای تو حسین

 

گریه کن های تورا فاطمه گلچین کرده

******

گذر ِتک تک این ثانیه های عمرم

 

به قدیمی شدن نوکری ات می ارزد

******

سفر عشق از آن روز شروع شد که خدا

 

مِهر یک بی کفن انداخت میانِ دل من

******

زود ما را به کربلا ببرید

 

خاک اینجا به ما نمیسازد

******

رو به قبله کردن ما بین قبر انصاف نیست

 

صورت ما را به سمت کربلا باید کشید

******

از کودکی ام یاد گرفتم که بگویم

مادر پدرم نذر پدر مادر ارباب

******

گفت زاهد: از چه رو بر سینه محکم میزنی؟

گفتم از آئینه ی دل گَردگیری میکنم

******

من اگر جاهل گمراهم و گر شیخ طریق

قبله ام روی حسین است و همینم دین است

******

لطفی که کرده ای تو به من مادرم نکرد

ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین

******

بر من لباس نوکری ام را کفن کنید

نوکر بهشت هم برود، باز نوکر است

*******

عرق کهنه ی شیراز مرا مست نکرد

چایی روضه ی ارباب زمین گیرم کرد

******

سَماوری که به بزم حسین میجوشد

بخار رحمتِ آن جُرم خلق میپوشد

حدیث کوثر و تسنیم وسلسبیل مگو

 

بگو حکایت مَستی که چای مینوشد

******

چون در لحدم نکیر و منکر دیدند

یک یک همه اعضای مرا بوئیدند

دیدند ز من بوی حسین می آید

از آمدن خویش خجل گردیدند

******
از ازل تا به ابد خلق خدا می دانند
ما همه بنده و این قوم خداوندانند
******
در حیرتم چگونه خجالت نمی کشد
هر کس برای خود کفن از کربلا خرید
******
همه ز لطف حسین است آبرو داریم
گدا هر آنچه که دارد ز پادشاه دارد
******
اولین مستمع مجلس روضه زهراست
روضه آهسته بخوانید که مهمان داریم
******
خیرالعمل این است که ارباب تو باشی
ما هم یکی از مُزد بگیران تو باشیم
******
شکر ِخدا که فاطمه مارا خریده است
شکر خدا که خرج بساط شما شدیم
******
صدای مرثیه‌ی آب آب می آید
صدای گریه‌ی‌ طفل رباب می آید
******
قران به سر بگیر تا که حس کنی
نیزه چقدر گریه برای حسین کرد
********
ما آب نخواستیم عموجان برگرد
بابا به خدا یار ندارد برگرد
********
شش ماه گناهی که ندارد ای تیر
بر حنجره اش بوشه زن وخوابش کن
********
گویند که در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست
علم فاطمه دست قلم عباس است
********
یکسال را بخاطر یک ماه زنده ایم
دنیای ما بدون محرم نمی شود
********
اگرچه آب مهر مادرت بود
تورا با کام عطشان سربریدند
********
به ویلای شمالی خو گرفتیم
شهیدان جنوبی یادمان رفت
********
بنویسید بر ایوان نجف نام مرا
نشد از نام سگ کهف، کتاب آلوده
********
مامور قبض روح خدا، دور ما نگرد
ما کربلا ندیده به تو جان نمی دهیم
********
آهسته گویمت نکند بشنود رباب
گهواره را در حراجی بازار دیده اند
********
پیچیده شمیمت همه جا ای تَن بی سر
چون شیشه ی عطری که سرش گم شده باشد
********
دیدار ما قیامتیان، هیئتِ بهشت
اینجا برای سینه زدن، جایمان کم است
********
گفتند نیست از شب یلدا درازتر
پیداست اینکه؛ شام غریبان ندیده اند
********
کاخ همه شاهان جهان را که بگردی
دربار کسی پنجره فولاد، ندارد
********
بـایـــد وســط هفــته بیــــایی آقــــــا
دیریست که جمعه های ما تعطیل است
*******
سفر عشق از آن روز شروع شد که خدا
مهر یک "بی کفن" انداخت میان دل ما
********
پیش من نام حسین را ببری میبینی
مثل یک مادر غمدیده بهم میریزم
********
زحمت چه می کشی پیِ درمانِ ما طبیب؟!
مـا بِـــِه نمی شویم و تو بـــدنام مـی شوی!
*****
دست من و تو نیست اگر نوکرش شدیم
خیلی حسین زحمت مارا کشیده است
*******
حیدر که مطلقا بدهی برکسی نداشت
از بعد قتلگاه بدهکار زینب است

صلاح جامعه...

امروز، اگر چه مى‏توانى در قسمت‏هاى مختلفى خدمت كنى؛ مثلًا طبيب بشوى و يا مهندسى كنى و يا هزار شغل مفيد ديگر را به گردن بگيرى؛ ولى حساب كن جامعه‏اى كه صالح نيست، برفرض سالم بشود، چه حاصل خواهد داشت؟ پس صلاح جامعه را بر سلامت آن مقدّم بدار و در كنار هر شغل به اين نقش بپرداز. (نامه‏هاى بلوغ، ص: 4) استاد حائري

زحمت چه مي‌كشي پي درمان ما طبيب 

ما به نمي‌شويم و تو بدنام مي‌شوی !


پ.ن: خدا نكنه يه روزي حرف مون اين بشه...

مثل ماهي

بعضیا مثل ماهی اند....

اونقدر لیز و لغزنده اند که

هرچی سعی میکنم تو دلم بگیرمشون 

 باز سُر میخورن میفتن بیرون........!!!!

به  روی  دل  بنویس  و به گوش خود بسپار

عمل به حجت شرعی عمل به تکلیف است!

 

مقام معظم رهبری:


اگر تصمیمی که با حجت شرعی گرفته شده غلط هم از


آب درآمدچون انسان به تکلیف عمل کرده سرافراز است.

ای کاش ما هم...

بسم الله الرحمن الرحیم «وصیت نامة طلبة شهید: سید ابراهیم حسینی» «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون» گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته میشوند مردگانند، بلکه زندهاند و نزد خدا روزی میخورند. «و قاتلو هم حتی لا تکون فتنة» با درود و سلام فراوان بر مهدی موعود، امام عصر(عج) و نائب بر حقش امام خمینی و با درود و سلام فراوان بر شهدای راه اسلام از آدم تا حال و با درود و سلام بر خانواده های معظم شهدا که به فرموده امام، چشم و چراغ این ملتند. برای این حقیر بسی مایه خوشحالی و سرافرازی است که شغل مقدس طلبگی را انتخاب کردم و در این راه توانستم راهی جبهه های نبرد شوم و بعنوان سربازی کوچک برای اسلام و انقلاب باشم.
از کلیه اساتید خود نهایت تشکر را دارم که ما را از لغزشها باز داشتند و راه حق و حقیقت را به ما شناساندند. با سلام به ملت شهید پرور ایران، ملتی که رهبرش را پس از چندین سال دوباره به آغوش گرفت و هم اکنون در زیر سایهاش پیروزیها میآفریند و امیدوارم تا ظهور حضرت حجت(عج) زنده بماند و این را بعنوان وصیت از ملت ایران میخواهم که او را تنها نگذارند. ملت ایران! مردم منطقه! قدر این امام را بدانید، اگر این امام عزیز نبود چه جنایتها که بر ما نمیشد، چه تجاوزهائی که بر ناموس ما نمیشد. ملت قهرمان! قدر امام را بدانید، جبهه ها را خالی نگذارید، در افشای توطئه ها کوشا باشید. ای زنان ایرانی! ای کسانی که فرزندان خود را این چنین تربیت کرده و میکنید و با قلبی پاک و مملو از ایمان آنها را روانه جبهه ها میکنید و با شهادتشان افتخار میکنید! بر شماست حفظ حجاب، حجاب شما مشت محکمی است بر دهان یاوهگویان شرق و غرب و منافقان داخلی، این را بدانید که حجاب شما کوبندهتر از سلاح آتشین فرزندانتان در جبهه ها است. مادرم! پدرم! به خود ببالید که منزل شما محل نزول ملائکه شد. به خود افتخار کنید که فرزندتان را برای دین اسلام فدا کردید. خواهرانم! شما را وصیت میکنم به حفظ حجاب که از سخنان با ارزش فاطمه زهرا(س) الگوی زنان عالم این سخن را شنیدیم که فرمود: ارزندهترین زینت زن، حفظ حجاب است. برادرانم! اسلحة بر زمین افتادهام را برگیرید و به سوی جبهه ها بروید و دیگران را تشویق به جبهه رفتن بکنید. آری، جبهه مکان زیارت امام زمان(عج) است و آموختن درس شهادت. شهادت را میتوان به شکوفهای تشبیه کرد که درخت آن در جبهه های نبرد روئیده است. خانوادهام! مبادا از شهادتم ناراحت شوید، امروز روز عملی کردن حرفهای پشت جبهه است که میگفتیم! ای کاش ما در رکاب امام حسین(ع) بودیم و به شهادت میرسیدیم. امروز هم میتوان آن حرف را عملی کرد. آن روز امامحسین(ع) بود و الان امام عزیزمان آن روز فقط زمین کربلا بود و امروز مرزهای ایران از غرب و جنوب کربلا است. پس تا جائی که توان داریم باید اسلام را یاری کنیم. اما امت شهید پرور! مواظب باشید که با دست پُر از این دنیا بروید. اوقات را غنیمت بشمارید. هر چیز از دست رفته را میتوان یافت، مگر وقت را. در خاتمه پیروزی اسلام و مسلمین و سلامتی امام عزیز را از خدای بزرگ مسئلت دارم. از دوستان و آشنایان میخواهم هر ناراحتی که برای شما ایجاد کردم مرا ببخشند.
نصر من الله و فتح قریب
سرباز کوچک اسلام
سید ابراهیم حسینی 5/5/1364

نقد گروه...!

سلام

موضوع جلسه گذشته (26 اردیبهشت ماه) نقد گروه و اعضای اون بود. قرار شد تو جلسه دوستان نکات مثبت و منفی گروه را بگن و بعدشم بررسی کنم که کجای کاریم، به اهدافمون رسیدیم یا...!

یه سری نکات گفته شد اما بیشتر دوستان اصرار داشتن اینکار توی فضای مجازی اتفاق بیافته تا بتونن راحت تر حرف بزنن و البته بیشتر هم وقت برای فکر کردن داشته باشن.

بنده هم این مطلب را نوشتم تا دوستان بیان و حرفاشون را بزنن.

پس بسم الله...

اگه کسی حالش را داره و بعد دو روز زیرش نمیزنه بیاد نویسنده وبلاگ بشه...!

حلقه شهید آوینی

يادش بخير سال قبل چنين ايامي چه تصميم هاي قشنگي گرفتيم اما....


بايد يه فكري به حال خودمون بكنيم........!!!!!!!

*****************************

91/2/19

سلام

بعد از گذشت مدت زمانی به این نتیجه رسیدیم که حلقه ای به نام شهید آوینی داشته باشیم البته فقط با حضور بعضی اعضای گروه! اونم صبح های جمعه!!!

این حلقه به نام شهید اوینی نامگذاری شده چون میخوایم تو این حلقه بینش خودمون را اسلامی کنیم

جلسه اول با دعای ندبه مهدیه شروع شد و بعد هم تو پارک خیابان آل خجند ادامه پیدا کرد. الحق که چسبید... ( جای بعضی ها خالی)

قرار شد همه دوستان وصیت نامه بنویسن آخه قرار وارد جنگ فرهنگی بشیم، وصیت نامه می نویسیم که اگه شهید شدیم.......

نکته دوم اینه که قرار شد همه با هم برادر باشیم......

راستی برا اونا که اومدن میگم ، قرار شد ببینیم توی این جنگ ما کجای کاریم؟

خدایا به حق شهید آوینی کمکمون کن

یا علی مدد

برای تأمل...

زنده ماندن


گاهی برای زنده ماندن

                           باید عضویی را قطع کرد...

آدم مشهور...


" آدمی که مشهور نیست، وجود ندارد.

یعنی وجود دارد اما فقط برای خودش، نه دیگران

و کسی که فقط برای خودش وجود داشته باشد، تنهاست

و من از تنهایی می ترسم!!!!!"


ازکتاب" روی ماه خداوند را ببوس" نوشته ی مصطفی مستور

نظر سنجی

سلام

سال نو شما مبارک

یه سری دوستان حرف های ضد و نقیضی زدن و نظرات خودشون را راجع به وضعیت گروه اعلام کردن

هر کس هم دلایل خاص خودش را داشت که تا حدودی صحیح هم بود

به هر حال به این نتیجه رسیدیم که یه نظر سنجی بزاریم و...

البته تو این نظر سنجی بنده راهکار های خودم را نوشتم که قابل تأمل است!

 اخلاق نقد...


به گفته امام خميني (ره) آغاز روند خلاقيت علمي در تفكر ديني زماني است كه مهم آزادي واخلاق و سهم منطق يكجا ادا شود.   از نشانه هاي شكوفايي علم و انديشه در جامعه وعلائم رشد و پويايي يك ملت:

1- رونق گرفتن مباحثات علمي،

2- تضارب، 

3- آرا و تبادل افكار است.

—                                                        ادامه مطلب...

ادامه نوشته

مدل...!

تو با هر دستی، با هر آلودگی ای، با هر بی شرایطی ای، بدون اسباب،
دست به طرفش بلند کنی، خالی بر نمی گردی; اما چون فکر میکنی
اون مدلی که تو توقع داری جواب نگرفتی، پس خدا جوابتو نداده.



پ.ن1: وَ أمّا السَّائل فلَاتَنهَر /ضحی10
پ.ن2: خدا قانون خودش رو نقض نمیکنه!!!
پ.ن3: قرار نیست خدا خودش رو با ما تنظیم کنه

قراره ما خودمون رو با خدا تنظیم کنیم!

سـیـر مـطـالـعـاتـی استاد طاهرزاده

بر اساس کتب استاد طاهرزاده

سیر مطالعاتی بر اساس سه سوال اساسی استوار شده است:

الف: چه بوده ام؟ ب: چه هستم؟ ج: چه باید باشم؟

چه بوده ام؛ مباحث معرفت دینی را در پی دارد.

چه هستم؛ مباحث تکنولوژی و غرب را در پی دارد.

چه باید باشم؛ مباحث تمدن اسلامی و مهدویت را در پی دارد.

به نظر استاد آنچه که ما را از دوران غرب زدگی کنونی نجات داده 

و به تمدن اسلامی و جامعه مهدوی می رساند انقلاب اسلامی است.

ادامه مطلب...


ادامه نوشته

خواری...!!!

حضرت علی (ع) : 

تمایل تو نسبت به کسی که به تو بی میل است، سبب خواری است.

                                                                                                    غررالحکم و دررالحکم ص 420


صرفا جهت اطلاع!

با آقاي فاضل لاريجاني بيشتر آشنا بشويم.

ميترسم...

میترسم ناخوشی هامون از ناشکری هامون باشه ......!

فقط همين...

منبع: پچ پچ هاي در گوشي

نابودی اسرائیل نزدیک است...

ما با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد.
هرکس مرد این راه است بسم الله؛
هر کس نیست خداحافظ...
«حاج احمد متوسلیان»

کاملاً با ربط:
پیامبر اعظم (ص):
لا تَزالُ عِصابَةٌ مِن اُمَّتی یقاتِلونَ عَلى‏ أبوابِ دِمَشقَ و ما حَولَهُ و عَلى‏ أبوابِ بَیتِ المَقدِسِ و ما حَولَهُ لایضُرُّهُم خِذلانُ مَن خَذَلَهُم ظاهِرینَ عَلَى الحَقِّ إلى‏ أن تَقُومَ السَّاعَةُ
پیوسته گروهى از امّت من بر دروازه‏هاى دمشق و پیرامونش و بیت المقدّس و پیرامون آن مبارزه میکنند و یارى نکردن آنان ، زیانى به آنها نمی‏رساند . آنان تا روز قیامت پشتیبان حقّ‏اند .
کنز العمّال ، ح 35051

تعاون؟!

چند روزیه حضور دوستان توی وبلاگ کم رنگ شده!!!

من فکر می کردم من سرم شلوغه و کارام بیشتر اما...!

جزو مطالبی که باید همه بخونن:

تعاون
انـسـان ، بـا فـرصت و عمر محدود، طالب خواسته هاى نامحدود است ! همواره در پى بهترين ها و بـيـشـتـريـن هـاسـت . ايـن غـريـزه (مـطلق طلبى ) انسان وديعه اى الهى و بزرگ ترين انگيزه تـكـامـل بـشرى است كه به نوعى معقول بايد به آن پاسخ داد. از سوى ديگر تنها راه پاسخ بـه ايـن غريزه ، هميارى و همكارى و (تعاون ) جامعه بشرى است كه بسان پلى ميان ناتوانى قـواى فـردى از يـك سـو و مـطـلق طـلبـى از سـوى ديـگـر عـمـل كـرده انـسـان نـاتوان را به بسيارى از آرزوهايش رسانده است . بدون ترديد اگر روحيه تـعـاون نـبود، پيشرفت حيرت انگيز انسان در ميدان هاى مختلف زندگى به اين حدّ نمى رسيد و آدمـى زادگـان هـنـوز هـم گـام هـاى نـخـسـتـيـن زنـدگـى را مـى پـيـمـودنـد، ابـزار و وسـايل اوّليه جاى خود را به تكنولوژى بسيار پيشرفته امروز نداده و شهرهاى عظيم و متمدن امـروزى پـديـدار نـشـده بـود همان طور كه نگهدارى و ادامه ميراث عظيم جامعه بشرى نيز بدون تعاون ، امكان پذير نيست .


ضرورت تعاون


ادامه مطلب...

 

ادامه نوشته

دلـــتنـــگـی...

میترسم از اون لحظه ای که همه فکر میکنن من با توام اما ....

خیلی دل! تنگم....

زد اگر کسی در ِخانه‌ات، دل ماست کرده بهانه‌ات

همه جا گرفته نشانه‌ات، به چه حسرتی، به چه حالتی!

پ.ن:

دلم برای دعای ندبه تنگ شده...

فلیبک الباکون...

 فلیندب النادبون...

این الحسن(ع) و این الحسین(ع)

....

این بقیه الله...

ادامه نوشته

براي تامل...!

احساس كردم بعضي حرف ها را دوباره بايد ياداوري كنم...!!!

انواع اخوّت
گـر چـه رشـته ايمان ، همه مؤ منان را با هم مرتبط و برادر مى سازد و از اين رهگذر حقوقى را بـر عـهـده هر يك مى گذارد، ولى طبيعى است كه همه برادران با هم يكسان نيستند و به تناسب ايمان ، تقوا، اخلاص و... در سطوح مختلفى قرار مى گيرند و هر سطحى نيز، نوعى دوستى و حقوقى را مى طلبد.
امـام جـواد(ع ) مـى فرمايد: مردى در بصره از اميرمؤ منان صلوات الله عليه در اين باره پرسش كـرد، آن حـضـرت (در يـك تـقسيم كلّى و ابتدايى ، برادران را به دو نوع زير توصيف كرد و) فرمود: برادران دو نوعند :
1ـ برادران مورد وثوق
آنـان چـون دسـت و بال و اهل و مال هستند، پس اگر بر برادرت اعتماد كردى (و او را مورد اطمينان يـافـتـى ) ثـروت و كـمـك خـويـش را از او دريـغ مـدار، بـا هـمـدلانـش يـكـدل و بـا دشمنانش دشمن باش ، رازش را پوشيده دار، به يارى اش شتاب و خوبى هايش را آشكار ساز.
2ـ برادران ظاهرى
تو با وجود آنان ، خوشى زندگى را درمى يابى ، بنابراين ، كاميابى را از آنان سلب نكن و چـيـزى بيش از اين از آنان نخواه و همان گونه كه آنان با خوشرويى و شيرين زبانى با تو رو به رو مى شوند، تو نيز چنين حالتى را از آنان دريغ مدار.
58
مـعيار ديگرى كه آن امام همام در ميزان دوستى ارائه مى دهد (تقوا) است : (اَحْبِبِ الاْ خْوانَ عَلى قَدْرِ التَّقْوى )59
برادران را به اندازه تقوايشان دوست بدار!!!
ويژگى هاى برادر خوب

ادامه مطلب...

ادامه نوشته

الذین قالوا ربنالله ثم استقاموا...

    حسودی می کردند فرشته ها


    وقتی به جای مُهر


    روی مین سر گذاشتی...


    "سید احمد حسینی"

    ***

    منبع: http://birangi.blog.ir/

    ***

    پ.ن:

    باز آئینه و آب و سینی و چای و نبات؛

    باز پنج شنبه و یاد شهیدان صلوات...

نظر شما چيـــــه؟....!!!!

سلام

اول از همه تشكر ميكنم از دوستاني كه وقتي به وبلاگ سر ميزنن همينجوري نميرن بالاخره حرفي حديثي شعري... ميزارن .

دوم اينكه سري اول عكس توي ادامه مطلب گذاشتم كه دلم مي خواد دوستان نظراتشون را راجع به اين عكسها بگن... كار دارم!!!

ادامه نوشته

هر قفلى كليدى مى‏خواهد

 


اگر درست موضع بگيريم، بازى‏هاى دشمن و نقشه‏ هاى او قتلگاه خود اوست. ما با اين اقدام به نصر مى‏رسيم و به يارى مى‏رسيم، حتى از تكذيب دشمن و فريب‏هاى او بهره مى‏گيريم.

آن روزها كه اعتصاب‏ها و تظاهرات داشت شكل مى‏ گرفت، يكى از بچه‏ هاى جيرفت كه از سربازى برگشته بود، ناله مى‏ كرد كه در اطراف ما نمى‏ شود كارى كرد، حتى يكى از روحانيون آن جا كه خواسته بود، حرفى بزند با تبر گردنش را شكسته بودند و به خاكش كشيده بودند... كه تو مى‏ خواهى زمين‏هاى ما را بگيرى  و به ارباب‏ها بدهى؟ شماها مى‏ خواهيد ما را بيچاره كنيد... مى‏ گفت و مى‏ سوخت كه چه كار كنيم...

گفتم: هر كارى راهى دارد و هر قفلى كليدى مى‏ خواهد. تو تا بخواهى آن جا از شاه ظالم حرفى بزنى، طبيعى است كه گردنت را با تبر مى‏ زنند. گفتم: تو وقتى كه با آن‏ها دست مى‏ دهى و دست زبرشان را لمس مى‏ كنى و احوال‏پرسى راه مى‏ اندازى، مى‏ توانى از زبرى دست‏هايش بپرسى و بگويى مگر ماشين‏هايى كه فرستاده بودند، به شما نرسيد؟ او با تعجب و اشتياق مى‏ پرسد كه مگر ماشين فرستاده بودند؟ و تو مى‏ توانى آن قدر از وضع ماشين‏ها و كشاورزهايى كه با آن‏ها كار مى‏ كنند بگويى و مى‏ توانى آن‏قدر برايش دل بسوزانى كه كاملاً آماده شود و بعد هم آماده‏اش كنى كه دنبال ماشين‏ها را بگيرد. و حاليش كنى كه اين پاسگاه‏ها و ژاندارم‏ها با كمك فرماندارها و بقيه‏ى رجال دارند اين اموال را يك‏جا سر مى‏ كشند و ماشين‏هاى شما را يك لقمه‏ ى صبحانه مى‏ كنند و شماها همين‏طور نشسته‏ ايد. اين‏ها به كمك اسلحه اين طور زور مى‏ گويند، بايد خلع سلاح‏شان كنيد و ماشين‏ها را از حلقوم‏شان بيرون بياوريد.

اين طور راحت، همين‏ها كه با تبر، گردن‏ها را مى‏ شكستند، با تو همدست مى‏ شوند و درگير مى‏ شوند و پر توقع تا آن جا كه حتى از آب و علف ارباب هم تعريف نمى‏ كنند؛ كه مى‏ فهمند آن‏ها علف مى‏دهند تا شير بگيرند تا آن جا كه حتى به امنيت و رفاه و آزادى هم قناعت نمى‏ كنند؛ كه بيشتر مى‏ خواهند و گول زمين‏هاى تقسيم شده و وام كشاورزى را هم نخواهند خورد؛ كه دنبال سلاح مى‏ روند و پاسگاه‏ها را خلع سلاح مى‏ كنند.

گفتم اين‏ها كه دارند به فلان لعن مى‏ كنند، خيلى راحت مى‏ شود از آريامهر! جدايشان كرد و طلبكارشان كرد و درگيرشان كرد، تو از اين همه كليد چرا استفاده نمى‏كنى؟

منبع: تطهير با جارى قرآن، جزء سى‏ ام ، ص 199 تا . 200

راز پرواز….


گاهی پرنده هم سقوط می کند…

راز پرواز را به خاطر بسپار…

تا در اوج بمانی…

خواب يا بيداري...

نمی دانم خواب بود یا بیداری

.

.

.

خیابان امام رضا بودیم

 کوچه ی کربلا...!!!

*****

پ.ن:ديروز ديدن يكي از زائراي كربلا رفتم، خيلي دلم تنگ شده...

 

چه خبـــــــــر...!!!

سلام به همه دوستان

مطلب جدیدی نیست...

فقط اومدم بگم این چند روزه یکم سرم شلوغه و خب طبیعتا نمیرسم بیام و آپ کنم

البته نظرات دوستان را میخونم و استفاده می برم!!!! و از اینکه منتظرن کلی خجالت می کشــــــــــــم

اما به همین زودی ها منتظر یه سری عکس خاص باشین شاید براتون جذاب باشه

 

انشاالله زود میذارم

یا علی مدد

لا اقل تا بهار...!

ای دل بی قرار با من باش

 دل بی اختیار بامن باش

 نفس من حذر مکن از من

 تا دم احتضار بامن باش!

 نگران تو گر منم دیگر

 دگران را چکار؟بامن باش

 آی خورشید! دست گرمت را

 از سرم برندار بامن باش

 من زمستان و رو به پایانم...

 لاقال تابهار بامن باش

رضا یزدانی

دلانـــــــــــــــه...

طه/۱۲

 

کهنه پیراهنت را هم...

انگشترت را هم...