مراحل تهاجم فرهنگی
الف- الغای فرهنگ خودی: هدف از این مرحله قطع رابطه فرهنگی مردم با گذشته پرافتخار خویش است. این مرحله با ظرافت و دقت طراحی و اجرا میشود. فرق اساسی آن با تهاجم نظامی، مشخص نبودن چهره مهاجم است. افرادی كه قبلاً تعلیم دیدهاند با القای شبهات و وسوسههای شیطانی، مردم را نسبت به میراث علمی و فرهنگی خویش بیاعتنا و دلسرد میكنند. برای مثال، ملت ایران در گذشته مفاخری در دانش طب داشت كه از آن جمله میتوان به ابوعلیسینا اشاره كرد. آثار ارزشمند وی چون قانون دهها بار در اروپا تجدید چاپ، و سالها در مراكز علمی آنها تدریس شده است. اما مهاجمان فرهنگی در اذهان مردم طب قدیم را با خرافه همارز كرده بودند. دشمن برای رسیدن به اهدافش در این مرحله اقداماتی از قبیل دینزدایی، تغییر خط و زبان و تحقیر فرهنگی را مورد توجه قرار داده است.
ب- القای فرهنگ بیگانه: در اجتماعی كه ارزشهای فرهنگی آن فراموش شوند، مفاخر فرهنگی به عنوان الگو و اسوه مورد توجه قرار نگیرند، باورها و ارزشهای دینی سست گردند، ویژگیهای استقلال فرهنگی مانند دین، زبان، خط، ... از بین بروند یا تحقیر شوند، و روحانیت و رهبران دینی منزوی گردند، زمینه برای پذیرش ارزشها و الگوهای دیگران آماده میشود. در چنین جامعهای به راحتی میتوان فرهنگ بیگانه را ترویج كرد. نگاهی به بعضی از كشورهای همسایه یا مروری به وضع اجتماعی كشورمان در دوران پهلوی نشان میدهد كه چگونه ارزشهای غربی، به سهولت جانشین ارزشهای اصیل اسلامی میشود.
ج- تثبیت فرهنگ بیگانه: به كار گماردن افراد وابسته و ایجاد نهادها و تأسیسات مختلف بینالمللی و ملی و در رأس آنها ایجاد دولتهای وابسته، از كارهایی است كه در این مرحله انجام میشود. بنابراین ایجاد مؤسسات فرهنگی بینالمللی مانند سپاه صلح، باشگاههای لاینز و روتاری را باید با دید سیاست تثبیت فرهنگی ارزیابی كرد. در سطح ملی نیز روی كار آوردن دولتهای وابسته و اقدامهایی نظیر تأسیس مدارس به سبك غربی، رواج بیحجابی و آداب و رسوم غربی و اقدامهایی مشابه تحت عناوینی چون اصلاحات، مدرنیسم، نوسازی و... با حمایت و قدرت دولت وابسته، از این گونه هستند؛ شیوهای كه در زمان حكومت رضاخان و پسرش، محمدرضاشاه، دقیقاً در پیش گرفته شد. استعمار میخواهد فرهنگ را، كه عامل مقاومت در برابر سلطه بیگانه است، از حالت پویا به حالت ایستا درآورد. در این صورت برای مقاومت و مبارزه در برابر این سلطه، ملتهای زیر سلطه متوجه ریشه خویش میگردند؛ یعنی از همان جایی شروع میكنند كه استعمار آن را ویران كرده و این مبارزهای است كه از فرهنگ جامعه آغاز میشود. [11]
مــا، اهل ولایــت هستیم