هر قفلى كليدى مىخواهد
|
|
|
|
اگر درست موضع بگيريم، بازىهاى دشمن و نقشه هاى او قتلگاه خود اوست. ما با اين اقدام به نصر مىرسيم و به يارى مىرسيم، حتى از تكذيب دشمن و فريبهاى او بهره مىگيريم. آن روزها كه اعتصابها و تظاهرات داشت شكل مى گرفت، يكى از بچه هاى جيرفت كه از سربازى برگشته بود، ناله مى كرد كه در اطراف ما نمى شود كارى كرد، حتى يكى از روحانيون آن جا كه خواسته بود، حرفى بزند با تبر گردنش را شكسته بودند و به خاكش كشيده بودند... كه تو مى خواهى زمينهاى ما را بگيرى و به اربابها بدهى؟ شماها مى خواهيد ما را بيچاره كنيد... مى گفت و مى سوخت كه چه كار كنيم... گفتم: هر كارى راهى دارد و هر قفلى كليدى مى خواهد. تو تا بخواهى آن جا از شاه ظالم حرفى بزنى، طبيعى است كه گردنت را با تبر مى زنند. گفتم: تو وقتى كه با آنها دست مى دهى و دست زبرشان را لمس مى كنى و احوالپرسى راه مى اندازى، مى توانى از زبرى دستهايش بپرسى و بگويى مگر ماشينهايى كه فرستاده بودند، به شما نرسيد؟ او با تعجب و اشتياق مى پرسد كه مگر ماشين فرستاده بودند؟ و تو مى توانى آن قدر از وضع ماشينها و كشاورزهايى كه با آنها كار مى كنند بگويى و مى توانى آنقدر برايش دل بسوزانى كه كاملاً آماده شود و بعد هم آمادهاش كنى كه دنبال ماشينها را بگيرد. و حاليش كنى كه اين پاسگاهها و ژاندارمها با كمك فرماندارها و بقيهى رجال دارند اين اموال را يكجا سر مى كشند و ماشينهاى شما را يك لقمه ى صبحانه مى كنند و شماها همينطور نشسته ايد. اينها به كمك اسلحه اين طور زور مى گويند، بايد خلع سلاحشان كنيد و ماشينها را از حلقومشان بيرون بياوريد. اين طور راحت، همينها كه با تبر، گردنها را مى شكستند، با تو همدست مى شوند و درگير مى شوند و پر توقع تا آن جا كه حتى از آب و علف ارباب هم تعريف نمى كنند؛ كه مى فهمند آنها علف مىدهند تا شير بگيرند تا آن جا كه حتى به امنيت و رفاه و آزادى هم قناعت نمى كنند؛ كه بيشتر مى خواهند و گول زمينهاى تقسيم شده و وام كشاورزى را هم نخواهند خورد؛ كه دنبال سلاح مى روند و پاسگاهها را خلع سلاح مى كنند. گفتم اينها كه دارند به فلان لعن مى كنند، خيلى راحت مى شود از آريامهر! جدايشان كرد و طلبكارشان كرد و درگيرشان كرد، تو از اين همه كليد چرا استفاده نمىكنى؟ |
منبع: تطهير با جارى قرآن، جزء سى ام ، ص 199 تا . 200

مــا، اهل ولایــت هستیم